محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

145

مجربات اكبرى ( فارسى )

ديگر ؛ كژدم چند در روغن كنجد با زيت انداخته در شيشه نهاده چهل روز در آفتاب دارند و آن روغن بر بواسير متواتر طلا نمايند دفع شود افزون نگردد . ديگر ؛ ناگيسر و مصرى مساوى بستانند و نيم دام ، تناول كنند خون بواسير بند كند ، درد بنشاند . ديگر ؛ كچله را بسوزند و دود آن بمقعد رسانند و درد بنشاند و خون بند كند آخر كه فزونيها را بنشاند و نرم كند و درد ساكن سازد را سنا و بهانگ هر يك چهار دام ، ميده گندم دو دام ، ميده در روغن كنجد بريان كنند و ديگر ادويه را باريك ساخته در وى آميزند و آب انداخته حلوا مانند بپزند پس بر مقعد بندند و لنگوته كنند آخر بگيرند پهتكرى نيم پاؤ در يك كاغذ سفيد پيچند و در پاچك دشتى افروخته شده بنهند ، تا جوش زده خشك گردد پس آن را بستانند و باريك بسايند و در يك پاؤ روغن گاو آميزند و به چوب نيم در ظرفى كه در دو سه روز جغرات در وى ساخته باشند حل كنند چنان كه سرخ شود و بوى خوش دهد پس نگهدارند پنبه بدان تر كرده بر مقعد نهند و بلتگوته بر بندند از صبح تا شام از شام تا صبح بسته دارند همين تا هفت روز به كار برن جمله فزونيها گداخته فرو مىشود و اگر پيش از استعمال اين دواء تخم شبت يعنى ؛ سوده بپيزند در آب و بر مقعد بندند تا دو روز از صبح تا شام و بعده اين مرهم استعمال نمايند زودتر اثر بخشد مجرب است . ديگر ؛ آهك يعنى ؛ چونه مقدار كنار خرد حب بسته فرو برند . ديگر ؛ هليله بليله مائين كلان تخم بكاين « 1 » ، مساوى بگيرند و كوفته ، بيخته ،

--> ( 1 ) - بكاين : به هندى آزاد درخت است . ( تحفه )